۱۳۸۸ مرداد ۲۹, پنجشنبه

گفتگو با دکتر حبیب الله پیمان پیرامون حوادث اخیر در کشور

دکتر پیمان که به عنوان یکی از چهره های شاخص ملی – مذهبی و هم یک نواندیش برجستۀ دینی دنبالۀ جریان فکری اقبال، نخشب، شریعتی، طالقانی و حتی به نوعی کامل کنندۀ این جریان شناخته شده است و در همین راستا از ایشان کتاب ها و مقالات فراوانی در زمینه های گوناگون به چاپ رسیده و حتی چندین بار تجدید چاپ شده، و در زمینۀ مبارزاتی نیز به صورت عملی، بیش از نیم قرن علیرغم ناملایمتی های فراوان حضوری فعال دارد. برای بهره گیری از تجربیات ایشان به طرح سئوالاتی پرداخته ایم و آقای دکتر نیز پاسخ دادند:
سئوال: جنبش اعتراضی مردم ایران را عده ای به انقلاب مشروطه نزدیک می بینند(اعتراض ها در چارچوب نظام روی می دهد، پیوستن بخشی از روحانیت به مردم و گسستن بخش بزرگتری از نظام، خواست احیاء قانون اساسی و ...) عده ای نیز آن را تکرار انقلاب 57 از وجهی دیگر، ارزیابی شما در این باره چیست؟
پاسخ:از این بابت که در این جنبش مردم خواهان حاکمیت قانون و مشروطه و محدود بودن حکومت در عمل به قوانین مصوب مردم (دموکراتیک) اند، بی شباهت با جنبش مشروطیت نیست، اما جنبش سبز به لحاظ هدف ها و مشی بیشتر به نهضت ملی کردن صنعت نفت شبیه است تا انقلاب های مشروطیت و انقلاب بهمن 57. زیرا در هر دو جنبش احیای اصول معوق و تعطیل شده قانون اساسی به ویژه حق حاکمیت مردم از طریق برگزاری انتخابات آزاد و تاسیس یک مجلس کاملا اصیل و ملی مدنظر مردم بوده است. لازم به یادآوری است که یکی از دو ماده برنامه دولت دکتر مصدق، اصلاح قانون انتخابات که اساس مشروطیت و حاکمیت ملی بوده، به طوری که این امر مهم بدون مداخله دولت و قدرت های ذی نفوذ، در کمال سلامت و آزادی بر گزار شود. علاوه بر آن از درون مبارزه برای آزادی انتخابات و حراست از رای مردم در حمایت از آزادی انتخابات طرح ملی کردن نفت هم به پیروزی رسید. جنبش سبز نیز بر پایه خواست مردم برای آزادی و حاکمیت ملی، یعنی اجرای حقوق اساسی ملت مصرح در قانون اساسی که در جریان مبارزات انتخابات و سپس دفاع از آراء خود پدید آمد که هدف مشابهی را دنبال می کند. اما از این بابت که می خواهد هدف های معقول مانده انقلاب 57 را احیاء و به انجام برساند در ادامه آن انقلاب محسوب می شود. از نظر بسیاری از مردم انتخابات آزاد و آزادی احزاب و مطبوعات و آزادی عقیده و بیان، وجود یک مجلس مستقل و قدرتمند از مظاهر رکن جمهوریت است که باید احیاء و تحقق یابد. هم چنین پای بندی به ارزش هائی چون راستی و امانت داری حاکمان در رابطه با مردم و ادای مسئولیت ها، رعایت اصول عدالت، مدارا و عدم خشونت و انجام تعهدات قانونی و اخلاقی هم از مظاهر رکن اسلامیت نظام است که ان هم متاسفانه به مقیاس گسترده ای از سوی مسئولان حکومتی مورد بی اعتنایی قرار گرفته است، لذا همان گونه که نهضت ملی ایران در ادامۀ انقلاب مشروطه و برای احیاء اصول قانون اساسی به ویژه اصل عدالت و آزادی رای مردم بود، جنبش سبز نیز در ادامه همان جنبش ها و به ویژه انقلاب 57 و به منظور تحقق اصل حاکمیت مردم و آزادی انتخابات می باشد.
سئوال: با توجه به شباهتی که بین نهضت ملی و جنبش سبز بیان فرمودید، چه توصیه ای برای اتحاد و انسجام بیشتر رهبران جنبش سبز از جمله کروبی و موسوی دارید تا جریان مصدق – کاشانی تکرار نشود.
پاسخ: قطعا هر یک از این بزرگان، از آن که با تجربیات، حوادث تلخ و شیرین، نشیب و فرازها و آزمون های دشوار، درس های گرانبها با خود دارند تا مدد کارشان در انجام مسئولیت خطیری باشد که بر عهده گرفته اند. هر سه رویداد بزرگ تاریخ معاصر حاوی درس های بزرگی است که غفلت از هر یک می تواند به تکرار همان اشتباهات و شکست ها و خسران های اجتناب ناپذیر بینجامد.
سنگ اولیه راه سبز امید بر پایه های درستی استوار شده است، با توجه به ویژگی های فراطبقاتی و فراحزبی باید در عمل نیز نیروهای اجتماعی و اقوام و اصناف را که نقشی مولد و مفید در توسعه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران دارند باید در خود جای دهد، برای این منظور رهبران و فعالان راه سبز امید باید ضمن یک تعامل فعال و گفتگوی موثر ضمن ایجاد همدلی با خواسته های کارگران، کشاورزان، پیشه وران، کسبه و تجار و هم چنین اقوام مختلف ایرانی که هر یک به نوعی از تبعیض های سیاسی، اجتماعی رنج برده و می برند در این نکته تردیدی نگذارند که تحقق هدف های جنبش سبز در بردارنده خواسته و حقوق اساسی برای همه مردم ایران است که جز با اتحاد و همدلی و همبستگی در یک اقدام واحد و یکپارچه تحقق پذیر نیستند، باید نشان دهند که قدرت عبور از درون که هیچ یک از این نیروها برای دستیابی به خواسته های بر حق خود به تنهایی قادر به گذر از موانع سخت کنونی نیستند. در واقع:
- رهبران جنبش باید حضوری پر رنگ در میان مردم داشته باشند و برای گفت و گوی مستقیم، صریح و صادقانه با مردم و همچنین با در میان گذاشتن حقایق، و ارائه راهکار برای مشکلات هیچ فرصتی را از دست ندهند.
– با توجه به نقش مراجع و همچنین در کنار مراجع، روشنفکران که در بیداری و روشنگری و حمایت از حقوق مردم داشته اند، و این نقش به خاطر محدود شدن آزادی و استقلال فکری و ارادی درونی حوزوی در دوران بعد از انقلاب، به شدت کم رنگ شده، به همین جهت فعالان راه سبز امید می توانند با توسعه روابط و گفت و گو با محافل علمی- حوزوی، در باز کردن استقلال مداری دینی، مدرسان و مجتهدان و مراجع موثر و مفید واقع شوند.
- گفت و گو و تعامل نزدیک و بی و اسطه مستمر رهبران راه سبز امید با توده های میلیونی و فعالان جنبش در سراسر کشور ، آنان را از دیدگاه های انتقادی و نظریات مبتکرانه و ظرفیت ها و محدودیت های جامعه و جنبش مطلع می سازد در ضمن ضرورت پاسخگوئی به همگان ، امکان بروز کژرفتاری و بداخلاقی و نزاع های غیر اصولی رهبران و فعالان را به حداقل می رساند و قابل کنترل می سازد.
سرانجام رهبران راه سبز امید سعه صدر و مدارای لازم را برای جذب همکاری ها و ابتکارات و هم فکری ها جهت جلوگیری از تک روی ها و دسترسی به اصول و هدف که راهبرد آن را پذیرفته اند، از خود نشان دهند تا همه از ظرفیت های وسیع جهت نتیجه استفاده نمایند.
سئوال:رهبران جنبش بر مبارزه قانونی پای فشاری می کنند که هدفی جز اجرای کامل قانون اساسی را ندارند. از طرفی حاکمیت نیز سرکوب اعتراضات مردمی را به استناد قانون توجیه می کند و موسوی و کروبی را به سر ننهادن به قانون و دیکتاتوری متهم می کند. با توجه به این واقعیت که قانون اساسی ایران دارای تناقضات زیادی است که مهم ترین شان تناقض میان حاکمیت و ولایت فقیه است، پرسش این است: کدام شیوۀ مبارزه، قانونی یا مسالمت آمیز؟
پاسخ:مشی اصلی تمامی جنبش های ملی معاصر ایران در انقلاب مشروطه تا امروز مدنی و مسالمت آمیز بوده است مواردی از قهر و خشونت از سوی گروههایی از مردم در مقاطعی، عکس العملی خارج از قاعده در برابر اعمال خشونت گسترده و سیستماتیک از سوی حاکمیت های استبدادی و دولت های اقتدارگرا بوده است، به طور مثال اگر محمد علی شاه به یاری قزاقان روسی و حمایت دولت روسیه مجلس شورای ملی را به توپ بست و مشروطیت را تعطیل و ده ها نفر از آزادی خواهان و نماینده گان مردم را به دار نمی کشید، حرکت های مسلحانه از سوی آزادی خواهان در گیلان و بختیاری پدید نمی آمد، و یا اگر محمد رضا شاه به یاری انگلیس و امریکا، بر ضد دولت ملی و منتخب مردم دست به کودتا نمی زد و در سال های بعد از آن صدها نفر از آزادی خواهان را اعدام و شکنجه نمی کرد، جنبش های مسلحانه از سوی گروهی از مبارزان شکل نمی گرفت. اما به رغم این واکنش ها جنبش عمومی مردم به صورت مدنی و مسالمت آمیز با حضور میلیونی در میادین و خیابانها پیروزی ملت را محقق ساختند. انتقاد و اعتراض بر ضد اقدامات حکومت اگر مسالمت آمیز باشد، یکی از حقوق اساسی ملت است که در قوانین اساسی دنیا از جمله در قانون اساسی جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته شده است. اصل 27 قانون اساسی صراحت داردکه راه پیمایی مردم اگر همراه با حمل سلاح و تخریب نباشد، آزاد است. این آزادی هیچ قید و شرطی جز همان که در اصل مزبور آمده ندارد، پس اعتراض مسالمت آمیز حق قانونی مردم است و مردم همین مشی را برای دستیابی به حقوق خود دنبال می کنند، البته راه پیمایی یک شکل از اعتراض مسالمت آمیز است مردم می توانند از سایر اشکال نظیر انتشار نشریه، نوشتن مقاله، ابزار ... ،برگزاری اجتماعات مسالمت آمیز و از جمله توسط شبکه های اینترنتی استفاده کنند. و اما اعتصاب یعنی خودداری از انجام کار به عنوان نوعی اعتراض به شرایط کار یا هر هدف مشروع دیگر همانند راه پیمایی اگر بدون خشونت و تخریب و به طور مسالمت آمیز و آرام باشد، از حقوق اساسی شناخته شده در همۀ نظام های دموکراتیک برای بیان اعتراضات مردم است.
سئوال: گروهی محدود بودن جنبش به تهران و یکی دو شهر بزرگ و ریشه داشتن جنبش در طبقۀ متوسط را نقطۀ ضعف آن می دانند، ارزیابی شما در این باره چیست؟
پاسخ: خاستگاه اولیه و پایگاه اصلی همه جنبش های بزرگ ملی ایران از مشروطه تاکنون در درجۀ اول پایتخت و چند شهر بزرگ بوده است. دلیل آن هم روشن است. تراکم بیشتر جمعیت، درصد بالای افراد تحصیلکرده در شهرهای بزرگ، وجود مراکز بزرگ آموزشی و دانشگاهها، و جود سازمانها و ادارات دولتی، وجود نشریات و روزنامه های بیشتر، کارخانه ها و مراکز تولیدی و اقتصادی متعدد و متنوع و حضور نمایندگی دولت های خارجی، رشد طبقۀ متوسط و تحصیلکرده نیز در شهرهای بزرگ بیشتر است. مجموع این علل و عوامل باعث تمرکز بیشتر فعالان سیاسی و سازمانها و احزاب و سیاستمداران حرفه ای و انجمن های فرهنگی و اجتماعی در پایتخت و چند شهر بزرگ است. لذا روشن است که جنبش ها در این مراکز نطفه بدهند و رشد کنند. و در صورت تداوم تدریجا به سایر شهرها نیز گسترش پیدا کنند. اما این ویژگی منحصر به ایران نیست در سایر کشورها از جمله ممالک اروپایی و آمریکائی نیز جنبش های سیاسی و اعتراضی ابتدا و بیشتر در پایتخت و یکی دو شهر بزرگ اتفاق می افتد و به ندرت حالت سراسری پیدا می کند. سراسری شدن یک حرکت معمولا بعد از یک دوره طولانی پایداری و کسب موقعیت های اولیه اتفاق می افتد. البته درگیر شدن همۀ قشرها و طبقات ناراضی برای پیروزی یک جنبش اهمیت زیادی دارد. فعالان و رهبران جنبش سبز باید ضمن تماس و تعامل مستقیم با قشرها و طبقات دیگر جامعه، کارگران و معلمان و نیز احترام و ارتباط میان هدف های جنبش سبز و خواست های صنفی و مدنی و حقوق آنان را یاد آور شوند. با نشان دادن همدلی، همراهی آنها را با جنبش سبز که هدف هائی فراگیر و فراطبقاتی دارد جلب نمایند.
سئوال: نگاه شما به بنیان نهادن تشکیلات راه سبز امید چگونه است؟
پاسخ: به نظرم اصول اعلام شده به عنوان اساس تشکیلات جنبش سبز، درست و متناسب با ماهیت و هدف (فراطبقاتی و فراحزبی و فرا ایدئولوژیک) این جنبش است. البته انتخاب درست اصول و مدل سازماندهی یک عامل ضروری است ولی به تنهایی موقعیت آن را تضمین نمی کند.
سئوال: نگاه شما به تاثیر گذاری حوزه در این شرایط چگونه است و این که آیا حوزه می تواند همانند جنبش مشروطه، نهضت ملی، انقلاب بهمن 57 نقش به سزایی را در این زمان ایفا کند.
پاسخ: در دوران بعد از انقلاب 57 و با تاسی نظام جمهوری اسلامی که در آن روحانیت در راس حکومت قرار گرفت به تدریج مدیریت اداری و منابع مالی و سازمان های روحانیت و حوزه علوم های درسی - دینی به دولت وابسته شدند و مشاغل زیادی را در پست های مختلف اداری، سیاسی، نظامی و امنیتی اشغال کردند، روحانیت که پیش از آن نهادی مستقل از دولت و اغلب منتقد و مدافع حقوق مردم و پناهگاه مردمی بود که از ستم و تجاوز حاکمیت به آنان پناه می بردند به یک نهاد دولتی و نیروی مسلط به قدرت تغییر مکان دادند. از آن پس بخش اصلی انتقادات و اعتراضات مردم علیه حاکمیت، مستقیما متوجۀ روحانیون بوده است. از این رو نفوذ اجتماعی و معنوی آنان در میان مردم نسبت به دوران پیش از انقلاب به شدت کاهش یافت. اما همه فقها و مراجع وابستگی به دولت و دفاع از حاکمیت را نپذیرفتند. و با حفظ استقلال سیاسی و مالی از دولت، حق اعتراض و انتقاد را برای خود نگه داشتند. بسیاری از این افراد اساسا وارد میدان سیاست نشدند و بعضی حتی به انتقاد پرداختند. با این حال هنوز جامعه به لحاظ مذهبی (نه سیاسی) با فقها و مجتهدین پیوند دارند و آنها از این بابت در میان توده دارای نفوذ کلام زیادی هستند، لذا اگر بر رویه گذشته در حمایت از مردم که حقوق اساسی شان توسط حکومت تضییع شده است ادامه دهند. مردم در پی گیری و ادامۀ مطالبات خود ترغیب شده و با پشتوانه قوی تری ایستادگی خواهند کرد. در حال حاضر مراجع و مجتهدین در موقعیتی نیستند که همانند دوران مشروطه و انقلاب 57 به طور موثری ایفای نقش کنند اما اگر دوباره در مسیر استقلال از دولت گام برداشته و با خواست های مردم همدلی نشان دهند و در این کار مداومت خرج دهند بخشی از نفوذ سیاسی از دست رفته را باز یافته و حضورشان جنبش مردم را مقاوم تر می کند.
سئوال: همان طور که مطلعید آقای شاهرودی در قوه قضائیه مسند خودشان را به آقای صادق لاریجانی واگذار کردند، به نظر شما این انتصاب چه تاثیری بر روند اعتراضات مردمی خواهد گذاشت؟
پاسخ: با توجه به این که فرد جدید، عضوی از یک خانواده قدرت در طبقه حاکمه ایران و از کارگزاران اصلی در هیئت حاکمه هست، امیدوارم اگر قرار نیست در جهت استقلال قوه قضائیه و ممانعت از مداخله نهادهای دولتی امنیتی در وظایف این نهاد قضاوت اقدام موثری صورت گیرد، حداقل وضع از آن چه که هست بدتر نشود و به ویرانه ای که رئیس پیشین تحویل گرفتند بازگشت ننمایند. با این وجود نباید احتمال وقوع برخی تغییرات مثبت را در واکنش به جنبش کنونی و بحران هائی که نظام قضائی درگیر آنهاست، از نظر دور دانست و باید تاکید کنم که بسیاری از حکومت های اقتدارگرا بعد از سرکوب حرکت های اعتراضی مردم، جهت آرام سازی دست به اصلاحاتی می زنند که به نوبۀ خود پیشرفت بعدی جنبش ها را سبب می شوند.
سئوال: شما به عنوان یکی از چهره های شاخص مبارزاتی در نیم قرن اخیر چه پیشنهاد و نظری برای گروه های منتقد و معترض دارید؟
پاسخ: توصیه به همدلی بیشتر برای دستیابی به درک مشترک و دوستی در شرایط و موقعیت کنونی، و این که حرکت بر حق مردم در کوتاه مدت به نتایج مورد انتظار نرسید مایوس نشوند، بلکه دراز مدت شدن جنبش و تحول تدریجی فرصتی است تا جامعه و نیروهای پیشرو به پختگی و بلوغ بیشتری دست یابند و شکاف ها و خلاء های فکری و فرهنگی که موجب بروز تنش ها و کشمکش های فرساینده می شوند پر شوند. توسعه سیاسی با توسعه فرهنگی همراه و متوازن پیش رود و در هر جا به تدریج و هر موقعیتی که هستند به شبکه گسترده جنبش راه سبز امید وصل شوند و توانائیها و خلاقیت های خود را هماهنگ با دیگران در جهت روشنگری میان مردم و اعتلای سطح حرکت و گسترش آن به درون سایر قشرها و طبقات جامعه به کار گیرند. و قبل از هر چیز مطالبات خود را در سطح مطالبات عمومی و ملی این مرحله نگاه دارند.
جنبش سبز برای صیانت از آراء مردم یعنی آزادی انتخابات، آزادی های عقیده، مطبوعات و احزاب و ... حق حاکمیت مردم شکل گرفته است. این حقوق در قانون اساسی شناخته شده است و می تواند وسیع ترین شکل حمایت قشرها و طبقات مردم و بخش های دیگر از نیروهای درون حاکمیت را جلب کند، هر نوع چپ روی و یا راست روی، افراط و تفریط، جنبش را از حمایت بخش مهمی از نیروها محروم می کند. آزادی انتخابات و اصالت آرای مردم در عنوان اساس مشروعیت حکومت و نظام سیاسی کشور، از اصولی است که همه جا می توان از آن دفاع کرد.
گزارش توسط یکی از هواداران جنبش مسلمانان مبارز

۱۳۸۸ مرداد ۲۷, سه‌شنبه

حمایت صریح میرحسین موسوی از افشاگری مهدی کروبی از جنایات در زندان ها




مهندس میرحسین موسوی با ارسال نامه‌ای به مهدی کروبی، از شجاعت و تعهد او تشکر کرد و ابراز امیدواری کرد که دیگر روحانیان برجسته کشور نیز در افشای جنایت‌ها و تطهیر چهره اسلام با او همراهی کنند. موسوی در این نامه، دستپاچگی «رسانه غیرملی و روزنامه‌های کودتاچیان» را نشانه‌ای از «خبرهای وحشتناکی که ما هنوز اطلاعی از آنها نداریم» و «آنکه دروغ چون چرکی مسموم روز به روز دامنه خود را گسترش می‌دهد» می‌داند و هشدار می‌دهد که کودتاچیان می‌خواهند با تهدید و ارعاب ستم‌دیدگان را به سکوت و انصراف از تظلم وادار کنند.

متن کامل نامه موسوی به کروبی را در پی می‌خوانید:
بسم الله الرحمن الرحیم
برادر گرامی، حضرت حجت الاسلام و المسلمین کروبی
با سلام
جای تاسف است که در نظام اسلامی ما متصدیان چندان بی‌طاقت شده‌اند که حتی تذکر را تاب نمی‌آورند. تذکر از سوی چه کسانی؟ از سوی برادرانشان، از سوی کسانی چون شما که عمرشان را صرف انقلاب و نظام اسلامی کرده‌اند.
نامه شما در مورد رفتارهای زشتی که در برخی بازداشتگاه‌ها با زندانیان صورت گرفته است، رسانه غیرملی و روزنامه‌های کودتاچیان را دستپاچه کرده است. این همه دستپاچگی خبر از چه چیز می‌دهد؟ خبر از خبرهای وحشتناکی که ما هنوز اطلاعی از آنها نداریم. خبر از آنکه دروغ چون چرکی مسموم روز به روز دامنه خود را گسترش می‌دهد و به بهانه دفاع از «اصل نظام» غافلان را به حمایت از خود فرامی‌خواند و کسی نمی‌گوید که «اصل نظام» مردم‌اند و حکومت بخش کوچکی از نظام و دولت بخش کوچکی از حکومت و مجموعه افرادی که این‌گونه رفتارهای غیر انسانی را مرتکب شده‌اند تنها بخش کوچکی از کارگزاران اجرایی کشورند.
از کسانی که در زندان‌ها مورد تعدی و تجاوز قرار گرفته‌اند، می‌خواهند که چهار شاهد عادل با شرایط ویژه ارائه کنند. آیا آنان برای بازداشتن دست خود از گناه هم چهار شاهد می‌طلبند؟ اینهایی که مرتکب جرم شده‌اند، ایادی حکومت بوده‌اند. آیا حکومت علاقه ندارد بداند دستان او با مردم چه می‌کنند؟
سخن از دلجویی آسیب دیدگان حوادث اخیر گفته می‌شود. به راستی این آسیب‌ها چگونه التیام خواهد یافت، وقتی که منکر اصل وقوعشان می‌شوند و با تهدید و ارعاب ستم‌دیدگان را به سکوت و انصراف از تظلم وادار می‌کنند؟ دلجویی با پول و زور ممکن نیست بلکه با رسیدگی سریع، صریح و دقیق به دادخواهی آنها و خانواده‌هایشان ممکن است.
به راستی وظیفه ایمانی و انسانی یک روحانی انقلابی که با گزارش‌ها و مراجعات مکرر قربانیان چنین جنایاتی روبه‌رو شده است، آیا جز کاری است که شما انجام داده‌اید؟ انتظار از روحانیت اسلام آن است که در ابلاغ رسالت‌های الهی که بر دوش او قرار دارد، از خدا بترسد و از زورگویان و دروغ‌زنان و متجاوزان، از تهدیدها و تضییق‌ها و از هیچ چیز دیگری جز خدا نترسد. در این روزگار، کدام رسالت الهی سنگین‌تر از آن است که به صریح‌ترین لهجه، اسلام را از فجایعی که رخ داده است و رخ می‌دهد، تبرئه کنیم؟ این رسالتی است که انجام آن جز از روحانیت متعهد بر نمی‌آید، و اگر در انجام آن کوتاهی شود، نخستین گروهی که از بابت آن ملامت خواهند شد، آنان خواهند بود.
عجبا اگر کسانی به جای پرداختن به این مسئولیت تاریخی، به راحتی بر روی آنچه انجام گرفته است چشم بپوشند، به صورتی که گویی انجام آن اعمال ناشایست بخشی از وظایف نیروهای امنیتی بوده است، و تنها گناه نابخشودنی و سزاوار واکنش آگاه کردن مردم از این فجایع است.
اینجانب به سهم خویش از شجاعت و تعهد شما تشکر می‌کنم و امیدوارم تلاش‌های شما با همصدایی دیگر استوانه‌‌های روحانیت مبارز تقویت شود.
برادر شمامیر حسین موسوی27/5/88

برداشت از سایت موج سبز

۱۳۸۸ مرداد ۱۷, شنبه

دكتر پيمان درمنزل بهزاد نبوي

دکتر پیمان در منزل بهزاد نبوی

ریشه مبارزات مردم در تاریخ و اعتقادات این ملت است

روز پنج شنبه گروههای مختلف سیاسی با حضور در منزل بهزاد نبوی با خانواده ایشان و سایر زندانیان مجاهدین انقلاب اسلامی دیدار نمودند. در این دیدار که سعید مدنی، بسته نگار، رئیس دانا ، بهاره هدایت و حبیب الله پیمان، مینو مرتاضی و عده ای از اعضای جنبش مسلمانان مبارز حضور داشتند دکتر پیمان پس از سخنرانی عده ای از دوستان به ایران سخن پرداخت ایشان با توجه
به سوابق مشترک مبارزاتی بسیاری از فعالان سیاسی قبل از انقلاب گفت: "بعد از پیروزی نهضت صف بندی های فراوانی صورت گرفت. بسیاری افراد به اشتباه کنار هم قرار گرفتتند و بسیاری افراد هم به اشتباه کنار هم نبودند. این نزدیک شدن‌ها و کنار هم قرار گرفتن‌ها بعد از گذشت سی سال بسیار با معنا است".

ایشان جنبش کنونی آزادیخواهی را نشانه‌ای از بلوغ جامعه ارزیابی کرد و گفت: "زایش این جنبش برای مادرش ایران، با درد همراه بود و وظیفه ماست که از این زایمان مراقبت کنیم تا به بهترین نحو صورت بگیرد".

پیمان گفت: "روند گذار از جمهوریت نظام از سال ها قبل عیان بود اما امروز گذار از اسلامیت نیز مطرح است چرا که حوادث روی داده نه با قانون که با موازین شرع نیز ناسازگارست و آمران هیچ تقیدی به مبانی شرعی ندارند خشن ترین رفتار از سوی کسانی انجام می شود که مدعی هستند رسالتی برای هدف دارند کسانی که امروز خود را دیگر محتاج به مرجعیت و روحانیت نیز نمی بینند".

۱۳۸۸ مرداد ۱۵, پنجشنبه

بیانیهء جنبش مسلمانان مبارز در محکومیت پخش اعترافات دستگیرشدگان

به نام خدا
هنوزبیش ازچهل روزازبه شهادت رسیدن مردمی که درتجمعات مسالمت آمیزوقانونی خواستاررسیدگی به اعتراض خود نسبت به اعلام نتایج انتخابات بودند نگذشته وهنوزآثارجراحات ناشی ازضرب و شتم دستگیرشدگان درصحنه اعتراضات و همچنین آسیب دیدگان درسرکوبهای خیابانی ازبین نرفته، که اقتدارگرایان حاکم صحنهء مضحک اعتراف گیری و پخش اعترافات ازتعدادی از فعالین سیاسی (که هنوز دلایل دستگیری آنها در فاصله زمانی کوتاهی پس ازاعلام نتایج انتخابات، بر هیچکس روشن نیست) را به نمایش گذاشته و تلاش مذبوحانه ای رابرای مخدوش نمودن و وابسته خواندن حرکت خودجوش اعتراضی بر خواسته ازعمق نهاد مردم آغازنمودند.نمایش پخش اعترافات دستگیرشدگان دررسانهء تحت انحصار حاکمیت بر اساس سناریوی از پیش تعیین شده ،یک داستان کهنه با تار وپودی مندرس و پوسیده است که در سالهای اخیر بارها وبارها تکرارشده است . اعترافگیری ازمتهمین در شرایط خاص که حقوق اولیهء متهم نظیر حق داشتن وکیل و برخورداری از شرایط انسانی ازلحاظ جسمی و روحی آشکارا مورد تعرض قرارمیگیرد ،نه فقط به لحاظ عرفی، قانونی و شرعی پذیرفته نیست بلکه از دیدگاه اذهان آگاه و وجدان بیدار بشری نیز قابل پذیرش نبوده و استناد به چنین اعترافاتی برای هیچ دادگاه عادلی اعتبار قانونی ندارد.دست یازیدن به این اقدامات، واظهارات متهمین بی دفاع و تحت فشاررا دلیل بر درستی اعمال و صحت گفتار خود دانستن،نه فقط کمکی به اثبات حقانیت اعتراف گیران نخواهدکرد بلکه نشانهء سقوط اخلاقی و دلیلی برضعف استدلالی و استیصال عملی در مدیریت بحران ناشی از عملکردناصحیح و غیرمعقولانهء اقتدارگرایان حاکم ودرماندگی درتوجیه رفتار غیرمنطقی وغیرانسانی سرکوبگران خواهدبود.جنبش مسلمانان مبارز ضمن محکوم کردن اقدامات غیرانسانی صورت گرفته درماههای اخیراز جمله به شهادت رساندن مردم بیگناه ، ضرب وشتم دستگیرشدگان وعدم رعایت حقوق متهمین ، عدم رعایت اصول دادرسی عادلانه از جمله اعترافگیری در شرایط غیرانسانی و پخش آنها در رسانهء انحصاری حاکمیت را محکوم نموده ونسبت به نتایج سوء این اقدامات که تضاد میان دولت ملت را تشدید وامکان حل مسالمت آمیز بحران را منتفی میسازد، هشدار میدهد و محاکمه سرکوبگران و متجاوزین به حقوق ملت را حق مردم ایران میداند.
جنبش مسلمانان مبارز 12/5/88

۱۳۸۸ مرداد ۱۴, چهارشنبه

هاله سحابی در میدان بهارستان دستگیر شد

هاله سحابی،
دختر عزت‌الله سحابی رئیس شورای فعالان ملی مذهبی، دستگیر شد
بر اساس گزارش رسیده به سایت دانشجویان هوادار جنبش هاله سحابی توسط افراد و ناشناس و با ضرب و شتم دستگیر شده است این خبر حکایت از ان دارد که با باتوم به ایشان حمله کرده و مجروح نموده اند
هنوز اطلاعات بیشتری در این باره این که به چه محل و مکانی منتقل شده اند اطلاعی در دست نیست به محض اطلاعات جدی به محضر دوسستان ارائه خواهیم نمود.

برداشت از سایت هواداران جنبش مسلمانان مبارز

۱۳۸۸ مرداد ۱۳, سه‌شنبه

ایرانی ها مظهر شجاعت مقابل استبداد و کودتا در جهان

"Let's Go Iranian on him"


imagine I have not been much of an Iranian lately.



Here is an interesting post by a New York City school teacher in Hufffington Post "FOR ANY IRANIANS:
I teach at a NYC high school, and recently one student stood up to our very intimidating principal, (something that almost never happens). When he did not get permission for what he intended another student said “Let’s go Iranian on him.” By that he meant organize a protest. And so now they “IRAN” anything they want to change. So it has become a verb now and to “Iran” the situation is to stand up to authority, well at least here in this corner of the universe. And it is a huge bonus for me because I cannot usually get them to even pay attention to another part of the world.Point being, even these students who get very small amounts of news equate “Iranian” with bravery and I completely agree, and wish I had that kind of intestinal fortitude.You have our greatest admiration and respect!
من دبير يکی از دبيرستان های نيويورک هستم، چند روز پيش يکی از دانش آموزان دبيرستان ما در اقدامی نادر بر سر موضوعی رودروی مدير ترسناک مدرسه ايستاد و وقتی نتوانست به خواسته اش برسد، يکی ديگر از دانش آموزان به او گفت «بيا به روش ايرانيها با او برخورد کنيم.» و منظورش اين بود که بيا در مقابلش اعتراضی را سازماندهی کنيم. به همين سياق الان آنها هر چيزی را که قصد تغييرش را دارند «ايرانی»اش می کنند و کلمة «ايرانی کردن»- دست کم در اين گوشه از جهان- به معنی« ايستادگی در برابر قدرت» به عنوان يک فعل درآمده است. اين تحول برای من- به عنوان يک دبير- بسيار مثبت و اميدوارکننده است چرا که به سختی می توانم دانش آموزانم را وادار کنم که به آنچه در جاهای ديگر دنيا اتفاق می افتد توجّه کنند.نکته اينجاست که حتّی اين دانش آموزان که خيلی کم اخبار را دنبال می کنند کلمة «ايرانی» را مترادف با شجاعت می دانند و من هم شخصاً با آنان موافقم و آرزو داشتم که از اين ميزان پايمردی برخوردار بودم و نهايت تحسين و احترام خود را نسبت به مردم ايران ابراز می کنم

۱۳۸۸ مرداد ۱۲, دوشنبه

مصاحبه با دکتر حبیب الله پیمان دبیر کل جنبش مسلمانان مبارز راجع به اعترافات نمایشی

گفتگو با دکتر حبیب الله پیمان دبیر کل جنبش مسلمانان مبارز
پیرامون اعتراف گیری از فعالان سیاسی انتخابات خرداد 88

هوادار- در ابتدا نظرتان را راجع به اعترافات منتشر شده از سوی رسانه ها بفرمائید:
دکتر پیمان: آنچه مسلم است این اعتراف گیری ها به لحاظ حقوقی نزد لحاظ افکار عمومی هیچ گونه وجاهتی ندارد. همان طور که حوادث اخیر نشان داد، فشار بر زندانیان، خشونت های اعمال شده در جریان بازجویی ها و در دوران بازداشت به قدری شدید بوده است که منجر به قتل تعدادی از آنان گردیده؛ ضمن آن که شرح مختصری از شکنجه ها در زندان را از زبان برخی آزاد شدگان شنیدیم. همه این وقایع و شواهد نشان دهنده این موضوع است که دست بازجویان برای اعمال هرگونه خشونتی برای وادار کردن متهمین به بیان آنچه دلخواه شان است، باز است. با توجه به اینکه انسان ها تحمل محدودی برای فشار دارند بعضا برای رهایی از رنج و عذاب ممکن است هر آنچه را که بازجو می خواهد بنویسند و بازگو نمایند.
البته این نوع اعترافات تنها به دلیل شکنجه های جسمانی نیست. انواعی از شکنجه های روحی با شیوه های خاصی اعمال می شود که شستشوی مغزی و یا شکنجه سفید هم معروف است. زندانی را در روزها و هفته ها و ماه ها، در سلول انفرادی و در شرایط سخت و پرفشار نگاه می دارند و به نحو فرسانده ای تحت بازجویی قرار می دهند. با قطع ارتباط فیزیکی و ذهنی او با دنیای خارج و با همه واقعیت ها، به الغاء انواعی از آگاهی های کاذب در ذهن وی می پردازند. به این ترتیب هنگامی که هرگونه ارتباط فرد با بیرون و واقعیت ها قطع می شود و او نمی تواند واقعیات ها را ببیند، در حالی که به شدت تحت فشارهای سخت جسمانی و روحی و روانی قرار دارد، در ذهن او خلائی ایجاد می شود که با بازجو امکان می دهد هر آنچه را که می خواهد از آگاهی های کاذب به وی القاء کند و او که به دلیل قطع رابطه با واقعیات موقعیت و هویت واقعی خود را گم کرده است، گمان می کند حقیقت همان است که بازجو القاء کرده است و آن را می پذیرد و باور می نماید.
زیر فشار و و تاثیر این نوع رفتارهای غیر انسانی بعضی از قربانیان، خودآگاهی و هوشیاری خود را در تشخیص میان واقعیت و پندار، حقیقی و کذب از دست می دهند. این کار از طریق بازجویی ها طولانی مدت، تکرار و تلقین توأم با ارعاب و تخویف و توهین به منظور درهم شکستن اعتماد به نفس و احترام به خود با هدف ناچیزی و بی ارزش خود نزد خویشتن و شکستن نیروی مقاومت روانی انجام می گیرد؛ تا آنجا که متهم که خواسته های بازجو را از آن خود می پندارد و همان را تکرار می کند. این اعترافات در شرایطی گرفته می شود که نیروی شعور خودآگاه فلج شده و نظام آگاهی های شخصی مغشوش و آشفته گردد. این رفتارهای ضد انسانی منجر به از بین رفتن تسلط فرد بر خویشتن می شود. تنها با نیروی شعور خودآگاه است که انسان بودن معنا دارد. جوهره وجودی هر فرد شعور خودآگاه وی است. اما اگر با اعمال فشار این نیرو را از انسان بگیرند ظلمی بزرگتر از آن وجود ندارد و در واقع انسانیت و موجودیت وی را گرفته اند. حتی اگر شخص به لحاظ فیزیکی زنده باشد به لحاظ درونی و "وجودی" کشته شده است.

هوادار-به نظر شما تأثیر این جریانات و اعتراف گیری ها بر روی افکار عمومی چگونه خواهد بود؟

دکتر پیمان:
از میان مردم تنها گروهی که عاملان این نوع رفتارها هستند، از شنیدن این اعترافات خرسند می شوند و نیز ممکن است گروهایی باشند که زیر تاثیر آگاهی های کاذب و القاء شده از طریق رسانه های رسمی و به این دلیل که کانالهای ارتباطی شان محدود به همان رسانه ها و افراد است، دسترسی به اشخاص و رسانه های دیگر ندارند و کمتر اهل مطالعه و تحقیق اند، این اعترافات را باور می کنند. اما اکثریت مردم ایران که با این شگردها آشنا هستند و دریچه های ذهن را به روی واقعیت ها نبسته اند، متوجه نمایشی و دوغ بودن این صحنه سازی ها هستند و می دانند که این گونه رفتار، هیچ گونه توجیه قانونی، شرعی و انسانی ندارد. مشاهده این صحنه ها و این گونه رفتار ضد بشری بیشتر آنان را بر سر خشم آورده، دچار نفرت و انزجار می شوند. بنابراین تأثیر اعترافات روی مردم اغلب درست نتیجه عکس آن چیزی است که صحنه گردانان انتظار دارند.
این نوع افراد وقتی از زندان آزاد می شوند معدودی ممکن است منفعلانه به انزوا کشیده شوند و راه سکوت پیش گیرند. اما آنچه را دیدند و چشیدند فراموش نمی کنند و با انتقال به دیگران، موجب بیداری وجدان و مسئولیت در دیگران می شوند. دسته دوم افرادی هستند که با دیدن صحنه های ضد انسانی و ضد قانونی به خشم آمده و برای رهایی خود و دیگرانی که ممکن است در آینده دچار این فجایع شوند، سکوت نخواهند کرد و هر آنچه را لازم بدانند برای دیگران و نسل بعد و نیز فرزندان خویش بازگو می نمایند و موجب می شوند تا موج جدید برانگیخته شود و اعتراضات ادامه یابد.

حرف آخر..

اما باید متوجه بود که نباید جامعه را وارد دور جدید از خشونت نمود و به گونه ای نشود که مردم خشونت را با خشونت جواب دهند. از میان این همه ستم و درگیری و خشونت نمی توان به عدالت و آزادی و صلح و مسالمت رسید. تنها با صبر و برداری و حفظ آرامش و مقاومت صبورانه است که می توان راه به سوی آزادی و صلح و عدالت را هموار کرد. نباید دست به افراط و تفریط زد که قطعاً نتیجه ای جز شکست و یا باز تولید خشونت و استبداد نخواهد داشت.